ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سه‌شنبه

تدوین قانون برای "بررسی صلاحیت" روزنامه‌نگاران ایران

مجلس ایران سرگرم تدوین طرحی است که اجازه فعالیت‌رسانه‌ای را فقط به کسانی می‌دهد که صلاحیت‌شان در "هیئت صدور پروانه رسانه‌نگاری" تایید شده باشد. به نقل از مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس، این طرح شبیه نظام پزشکی یا مهندسی است.


جلال فیاضی، مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس از تدوین طرح قانون جامع رسانه‌ها از سوی کمیسیون فرهنگی مجلس خبر داده است. به گفته وی، پس از تصویب این قانون، هیات صدور پروانه روزنامه‌نگاری تشکیل می‌شود تا صلاحیت افراد متقاضی را بررسی کند و پروانه رسانه‌نگاری را به افراد تایید شده بدهد.



جلال فیاضی گفته که «سازمان نظام رسانه‌ای» بناست سازمانی شبیه نظام پزشکی یا نظام مهندسی باشد که فعالیت‌های مربوط به صدور مجوز، نظارت و رسیدگی به تخلفات صنفی رسانه‌ها را زیر پوشش خواهد گرفت.



مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس یاد‌آور شده که امروزه هر فردی با هر رشته تحصیلی و تخصص و تجربه می‌تواند به عرصه فعالیت رسانه‌ای وارد شود و افزوده که با قانون جدید، ورود به عرصه روزنامه‌نگاری، ضابطه‌مند و بسامان خواهد شد.



جلال فیاضی هم‌چنین از منشور اخلاقی رسانه‌ها در "قانون جامع رسانه‌ها" نیز خبر داده و گفته که طبق قانون جدید، تخلف رسانه‌ای از جرم رسانه‌ای متفاوت و جدا خواهد شد. او تاکید کرده که پس از این، هر متخلف رسانه‌ای که از قوانین عادی جاری کشور تخلف کند، مجرم رسانه‌ای شناخته شده و برای جرم او پرونده قضایی تشکیل خواهد شد. فیاضی افزوده که تخلفات رسانه‌ای تنها در قالب هیئت رسیدگی به تخلفات بررسی و پیگیری خواهند شد.



بنا بر خبرها، جمعی از نمایندگان قوای سه‌گانه، نهادهای موثر در عرصه مطبوعات کشور و هم‌چنین نمایندگان منتخب رسانه‌ها از مدیران و روزنامه‌نگاران در این هیئت شرکت خواهند داشت.



«قانون جامع رسانه‌ها، کامل‌تر از قانون پیشین مطبوعات»



جلال فیاضی گفته که قانون جامع رسانه‌ها به گونه‌ای است که رسانه‌های جدید الکترونیکی و مجازی را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد و امکان ثبت و دریافت مجوز برای رسانه‌های جدید را نیز به منظور قانونی بودن و ضابطه‌مند بودن آنها فراهم می‌کند.



مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس افزوده که دولت تا پایان سال اول برنامه پنجم توسعه فرصت دارد تا لایحه نظام جامع رسانه‌ها را تدوین کند و در صورتی که دولت این لایحه را به مجلس هشتم ارائه ندهد، کمیسیون فرهنگی این موضوع را به صورت طرح در مجلس مطرح خواهد کرد.



جای خالی آزادی بیان



کامبیز نوروزی وکیل دادگستری در باره این طرح گفته که موضوع «به‌طور کلی با آزادی بیان مغایرت دارد.»



وی در یادداشتی در روزنامه "روزگار" نوشته که «ما نمی‌توانیم اجرای حق آزادی بیان توسط شهروندان را موکول به اخذ پروانه یا چیزی شبیه آن کنیم.» او روزنامه‌نگاری را شغلی دانسته که «از حق آزادی بیان شاخه می‌گیرد و حق آزادی بیان نیز با هیچ بند، تبصره و صدور پروانه‌ای خدشه‌پذیر نیست.»



کامبیز نوروزی اشاره کرده که مشروط کردن حرفه روزنامه‌نگاری به صدور پروانه از سوی دولت، «بدون شک نمایشی از اعمال قدرت دولت بر روزنامه‌نگار خواهد بود و استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگار را به‌طور جدی به مخاطره خواهد انداخت.»



خبر تدوین این طرح در حالی منتشر می‌شود که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد نیز در حال تهیه لایحه‌ای مشابه است. انتظار می‌رود اهل مطبوعات واکنش‌هایی اعتراضی نسبت به این لایحه ابراز کنند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

نگاهی به جنجال های بزرگ جاسوسی در جهان طی سال های 2005-2011

روز 3 مه مرکز روابط عمومی سازمان امنیت روسیه خبر از انتقال پرونده جنایی مربوط به "الکساندر پوتییف" سرهنگ سابق اداره اطلاعات خارجی روسیه به دادگاه را منتشر ساخت. پوتییف به خیانت به شکل ارائه اسناد و اطلاعات محرمانه و فرار از خدمت متهم شده است.

آنطور که منبع آگاه خبری در ارگان های امنیتی اطلاع داد، پوتییف که به آمریکا فرار کرده است، به فاش کردن اسرار گروهی از جاسوسان روسیه متهم می باشد که تابستان سال 2010 با چهار تن از کسانی که به جرم جاسوسی در روسیه زندان بودند، معاوضه شدند.

این یکی از جنجال های جاسوسی بزرگی است که طی چند سال پیش در جهان رخ داده است.

سال 2011

26 آوریل شبکه تلویزیونی "الجزیره" به نقل از منابع بحرینی خود گزارش داد که وزارت امور خارجه بحرین از "حجت الله رحمانی" دبیر دوم سفارت ایران در منامه خواسته که طی 72 ساعت کشورش را به دلیل فعالیت در شبکه جاسوسی ایرانی ترک کند. تصمیم وزارت امور خارجه بحرین گام دیگری در جنجال جاسوسی بود که میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایران رخ داده است.

در اواخر مارس در کویت روند دادگاهی علیه گروهی که گویا به نفع ایران به جاسوسی مشغول بودند، به اتمام رسید. سه نفر از متهمین به اعدام و یک نفر دیگر به حبس ابد محکوم شد.

دولت کویت اطلاع داد که نهادهای امنیتی این کشور هشت شبکه جاسوسی که برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت می کردند را متلاشی کرده اند. این جاسوسان از جمله دیپلمات های ایرانی، اتباع لبنان و سوریه مقیم کویت بودند. شبکه های جاسوسی بر اساس اعلامیه دولت کویت، از سال 2003 در این کشور فعال بوده و مشغول جمع آوری اطلاعات در خصوص تاسیسات نظامی در خاک امارات و پایگاه های نظامی آمریکا بوده اند.

2 آوریل کویت خبر از اخراج سه دیپلمات ایرانی داد و سفیر خود را از تهران فراخواند.

ایران نیز در پاسخ سه دیپلمات کویتی را اخراج کرد.

سال 2010

بریتانیا در اوائل دسامبر "یکاترینا(کاتیا) زاتولیوتر" تبعه روسیه و دستیار سابق "مایک هنکوک" نماینده مجلس این کشور را به اتهام جاسوسی به نفع روسیه بازداشت کرد. زاتولیوتر بعد از آنکه گویا از طرف نماینده مجلس اطلاعاتی در خصوص برنامه هسته ای، زیر دریایی ها و دیگر سئوالات امنیتی بریتانیا درخواست کرد، تحت نظارت قرار گرفته بود. بر اساس اخبار منتشره، "ترز می" وزیر کشور بریتانیا مجوز بازداشت وی را بعد از رایزنی با "می-5"، ارگان امنیتی بریتانیا، در خصوص تهدید احتمالی منافع ملی کشور صادر کرده است.

زاتولیوتر فارغ التحصیل دانشگاه بردفورد با درجه فوق لیسانس است و با ویزای کارشناس عالی در این کشور اقامت داشت. وی در حدود دو سال و نیم دستیار این نماینده 64 ساله مجلس عوام بود اما متعاقبا مجبور شده بود که از کار در مجلس این کشور استعفا دهد. هنکوک شخصا بعد از آشنایی با کاتیا در استرازبورگ وی را بعنوان دستیار بکار دعوت کرده بود. هنکوک در اطلاعیه رسمی خود این ادعا که دستیار وی احتمالا دسترسی به اسنادی داشته که ممکن است برای امنیت ملی کشور تهدید باشد را تحت تردید قرار داد چرا که به گفته وی، در این صورت کاتیا می توانست کشور را در ماه اوت ترک کند، زمانی که برای اولین بار از سوی دولت بریتانیا تحت نظر قرار گرفت. زاتولیوتر در مرکز اقامت موقت Yarl's Wood در حومه لندن اسکان داده شده بود و با قید وثیقه آزاد شد.

دادگاه لندن موافقت کرد که خدمات وکیل را پرداخت کند. قرار است که قرائت پرونده زاتولیوتر ماه اکتبر سال جاری انجام شود.

در ماه اوت "گابریل گِرِک" مامور سرویس اطلاعات خارجی رومانی که تحت عنوان دبیر اول بخش سیاسی سفارت کار می کرد، در مسکو هنگام دریافت اطلاعات نظامی محرمانه از یک تبعه روس دستگیر شد. به گزارش دفتر روابط عمومی سازمان امنیت روسیه، از این جاسوس تجهیزات ردیابی جاسوسی که کاملا فعالیت های خصمانه وی را علیه روسیه ثابت می کند، کشف شد.

"آناتولی پاپوف" دبیر اول سفارت روسیه در بخارست بعنوان پاسخی به اقدام نیروهای امنیتی روسیه عضو نامطلوب اعلام شد. وزارت امور خارجه رومانی به وی اعلام کرد که ظرف 48 ساعت باید این کشور را ترک کند.

28 ژوئن وزارت دادگستری آمریکا خبر داد که روز قبل از آن چهار نفر که در خاک آمریکا بعنوان مامور روسیه مشغول فعالیت بوده اند را بدون مجوز اولیه دادستانی کل بازداشت نموده اند. بر اساس این گزارش، وظیفه اصلی این مامورین جمع آوری اطلاعات به نفع روسیه بوده است. در اسناد اتهامیه همچنین آمدهاست که برخی از این افراد طی چند سال با نمایندگان هیئت سیاسی روسیه در سازمان ملل متحد ارتباط داشتند.

کسانی که در "جنجال جاسوسی" نام برده شدند عبارتند از "آنا چاپمن"، "ریچارد و سینتیا مرفی"، خوان لازارو"، "مایکل زوتولین"، "پاتریسیا میلز"، "میخاییل سمنکو"، "ویکی پلائز"، "دونالد هوارد هیتفیلد" و "تریسی لی ان فولی".

در ماه ژوئیه روسیه و آمریکا در خصوص مبادله ده نفر بازداشت شده در آمریکا به اتهام جاسوسی به نفع مسکو با چهار نفر از کسانی که به جرم جاسوسی در زندان های روسیه بسر می برند، به توافق رسیدند. این چهار نفر عبارتند از "ایگور سوتیاگین" رییس سابق بخش انستیتوی آمریکا و کانادای آکادمی علوم روسیه، "گنادی واسیلنکو" معاون سابق رییس حراست شبکه تلویزیونی "ان تی وی پلوس"، "الکساندر زاپاروژسکی" و "سرگی اسکریپال" از مامورین سابق اداره اطلاعات خارجی و اداره جاسوسی دولتی.

در ماه آوریل مامورین امنیتی هند یک کارمند عالیرتبه سفارت هند در اسلام آباد را به اتهام جاسوسی به نفع پاکستان بازداشت نمودند. بر اساس گزارش رسانه های گروهی، "مدهوری گوپتا" دبیر دوم سفارت هند در پاکستان به اتهام همکاری با ISI پاکستان بازداشت شده است. گوپتا چند وقت تحت نظارت بود و بعد از آنکه تایید شد که وی اطلاعات مهمی را به طرف مقابل تحویل داده است، دستگیر شد.

در ماه آوریل مامورین امنیتی کره جنوبی دو نفر را به اتهام اعزام از سوی پیونگ یانگ جهت ترور "هان دیان اوبا" دبیر سابق کمیته مرکزی حزب کار کره شمالی که به همسایه جنوبی پناهنده شده بود، بازداشت کردند. گزارش شده بود که آنها مامورین اداره جاسوسی وزارت نیروهای مسلح کره شمالی بودند که در ماه دسامبراز طریق چین تحت عنوان پناهندگان کره شمالی به تایلند رفته و از آنجا به کره جنوبی مسترد شده بودند.

در ماه فوریه "والنتین نالیوایچنکو" رییس اداره امنیت اوکراین خبر از کشف گروهی از جاسوسان روس را منتشر ساخت. به گفته وی، پنج نفر از اعضای این گروه از خاک اوکراین دیپورت شده و مسئول احتمالی سازماندهی این گروه در بازداشت بسر می برد.

سال 2009

در ماه اکتبر "روسلان پیلیپنکو" تبعه اوکراین در شهر تیراسپول در منطقه نظامی روسیه در حین اجرای عملیات جاسوسی توقیف شد. پیلیپنکو که بعنوان مامورین اداره کلی جاسوسی وزارت دفاع اوکراین نزد سازمان امنیت روسیه شهرت داشت، از سال 2006 به طور جدی به کار علیه منافع امنیتی نیروهای مسلح روسیه مشغول بود. از وی دوربین عکاسی گرفته شد که در آن کپی اسناد الکترونیکی طبقه بندی شده "سری" و "فوق سری" متعلق به روسیه وجود داشت. پیلیپنکو به گناه خود اعتراف کرده و اعلام آمادگی نمود که اطلاعاتی در خصوص دیگر عملیات جاسوسی و مامورینی که علیه روسیه فعال هستند در اختیار سازمان امنیت روسیه قرار خواهد داد.

در ماه مارس خبرگزاری های جهان گزارش دادند که یک نظامی رومانی و یک تبعه بلغارستان در بخارست به اتهام جاسوسی بازداشت شده اند. بر اساس این گزارش این نظامی گویا اسناد محرمانه مانند نقشه ها، اطلاعات فنی مربوط به رادارها را در اختیار فرد بلغاری قرار داده است. تبعه بلغارستان نیز به نوبه خود کلیه اسناد دریافتی را به کارمند سفارت اوکراین در بخارست ارجاع کرده است.

وزارت امور خارجه اوکراین نیز در پاسخ اعلام کرد که دو نفر از دیپلمات های رومانی را از کییف اخراج خواهد کرد و دلیل آن را هم انجام اقدامات علیه امنیت ملی اوکراین اعلام کرد.

سال 2008

در ماه دسامبر "بن امی کادیش" کارمند سابق پنتاگون رسما اعتراف کرد که به نفع اسرائیل فعالیت داشته است. کادیش که در مرکز طراحی تسلیحات در ایالت نیوجرسی فعالیت داشت از جمله اسناد محرمانه مربوط به دفاع ضد موشکی آمریکا را به کنسولگری اسرائیل تحویل داده بود. وی با بردن اسناد محرمانه به خانه به "یوسی یاگورو" نماینده رژیم اسرائیل اجازه می داد که از آنها فتوکپی بگیرد. او طی سال های 1980-1985 به جاسوسی مشغول بود.

در ماه سپتامبر "هرمان سیم" رییس سابق بخش حراست از اسرار دولتی وزارت دفاع استونی به اتهام وطن فروشی و انتقال اسرار دولتی به کشورهای خارجی بازداشت شد. همچنین همسر وی نیز به اتهام همدستی با وی توقیف شد. وی بعنوان حقوقدان در اداره پلیس مشغول کار بود.

بر اساس گزارش رسیدگی به پرونده، سیم که طی سال های 2000-2006 ریاست بخش امنیت وزارت دفاع استونی را بر عهده داشت، طی سال های 1995-2008 اسناد محرمانه ای برای انتقال به افسران اداره اطلاعات خارجی روسیه جمع آوری می کرد.

دادگاه منطقه خاریون در جلسه روز 25 فوریه 2009 که پشت درهای بسته برگزار شد، هرمان سیم را به 12 سال و نیم زندان به خاطر جاسوسی به نفع روسیه محکوم کرد.

12 مارس مامورین سازمان امنیت روسیه کارمند کمپانی "ت ان کا-بی پی منجمنت" و رییس طرح شورای بریتانیایی را به اتهام جاسوسی صنعتی بازداشت نمودند. "الکساندر زاسلاوسکی" تبعه روسیه که تابعیت آمریکا را نیز داشت، رییس طرح شورای بریتانیایی "باشگاه فارغ التحصیلان" و برادر وی "ایلیا زاسلاوسکی" کارمند کمپانی "ت ان کا-بی پی منجمنت" در حین دریافت اطلاعات محرمانه تجاری از یک تبعه روسیه که کارمند یکی از موسسات طبقه بندی شده مجموعه نفت و گاز کشور بود، بازداشت شدند.

بر اساس گزارش سازمان امنیت روسیه، این افراد اطلاعات محرمانه را برای برخی از کمپانی های نفت و گاز خارجی جمع آوری کرده تا آنها در برابر رقبای روس از جمله در بازارهای کشورهای مشترک المنافع برتری پیدا کنند.

در ماه فوریه "دونگ فان چانگ" 72 ساله ، مهندس سابق کمپانی تولیدات صنایع دفاع در خانه خود در منطقه اورنج کالیفرنیا به اتهام جاسوسی به نفع چین بازداشت شد.

چانگ بیش از 30 سال در گروه کمپانی های Rockwell International کار می کرد که به طراحی تجهیزات فضایی و هواپیماهای نظامی می پردازد. چانگ متهم شده که اسناد محرمانه مربوط به برنامه شاتل ها، هواپیماهای نظامی C‑17 و موشک های Delta 4 را به دولت چین منتقل ساخته است. در آن زمان همچنین اسناد دادگاهی منتشر شد که بر اساس آنها "گرگ ویلیام برگرسن" 51 ساله، تحلیلگر پنتاگون در امور سیستم های تسلیحاتی نیز به اتهام جاسوسی به نفع چین نام برده شده است.

وی در منطقه الکساندریه حومه واشنگتن زندگی می کرد و در منطقه آرلینگتون در آژانس تعاون امنیتی پنتاگون کار می کرد. برگرسن به قصد ارائه اخبار محرمانه که برای امنیت ملی آمریکا اهمیت داشته متهم شد. در چارچوب رسیدگی به پرونده تحلیلگر پنتاگون همچنین دو مهاجر چینی از نیو اولئان (ایالت لویزیانا) نیز بازداشت شدند. هر دو نفر یعنی "تای شن کیو" 58 ساله و "یو سین کانگ" 33 ساله به افشای اسناد محرمانی امنیت ملی به دولت خارجی متهم شده اند. بر اساس این پرونده، کیو به دستور پکن روابط دوستانه ای با برگرسن و دیگران برقرار نموده بود. مامورین امنیتی معتقدند که کیو برای سرویس های امنیتی چین از ژانویه سال 2006 تا فوریه 2007 کار می کرده است.

در ماه ژانویه خبر از جنجالی جاسوسی پیرامون نشت اطلاعات محرمانه از دبیرخانه دولت ژاپن منتشر شد. اداره کل پلیس ژاپن اعلام کرد که "یاسو فوکودا" کارمند دبیرخانه نخست وزیر ژاپن به کارمند سفارت روسیه اسناد محرمانه ای را فروخته است. در سال 2007 یکی از کارمندان دبیرخانه نخست وزیری بارها با کارمند سفارت روسیه که هم اکنون ژاپن را ترک کرده در توکیو دیدار کرده بود. بر اساس این گزارش، اطلاعات مذکور جنبه دفاعی نداشته اما حاکی از تغییراتی در خصوص آرا عمومی در ژاپن و واکنش برای وقایع داخلی کشور از سوی دول غربی بوده و همچنین یک سری توصیه برای کابینه دولت. کلیه این اسناد به شکل کتبی (بر روی کاغذ) منتقل شده اند.

بر اساس اخبار منتشر شده، این کارمند 52 ساله بخش اخبار کابینه ژاپن در بازجویی ها اعتراف کرد که تماس خود را با روس های ده سال پیش آغاز کرده و در حدود دو سال پیش با دبیر دوم 38 ساله سفارت روسیه آشنا شده بود که بارها به رستوران و کافه های مختلف رفته بودند. وی گویا اعتراف کرده که من اطلاعات را تحویل و پول دریافت می کردم.

سال 2007

در ماه ژوئن سال 2007 "ویچسلاو ژارکو" مامور اسبق نیروهای امنیتی به سازمان امنیت مراجعه نمود و اعلام کرد که مامورین امنیتی بریتانیا وی را جلب کرده و نام چهار مامور "می-6" را اعلام کرد.

در جریان رسیدگی به پرونده جاسوسی ژارکو فردی که وی را جلب کرده بود یعنی "پابلو میلر" مامور سرویس "می-6" را شناخت.

سال 2006

در اکتبر سال 2006 دادستانی کل روسیه پرونده جنایی در رابطه با کارمندان مسئول دفتر نخست وزیری روسیه گشود که به طور غیر قانونی به نماینده "ت ان کا- بی پی" کپی اسناد محرمانه ای را تحویل داده بودند. بر اساس گزارش دادستانی کل روسیه، این اسناد برای جلسه دولت تنظیم و حاوی اطلاعاتی محرمانه دولتی بود. در آن زمان دادستان کل اعلام کرد که افشای این اسناد می توانست در راستای اهداف مغایر با منافع ملی روسیه در زمینه انرژی مورد استفاده قرارگیرد و بر دورنمای توسعه آن ، تحکیم مواضع در بازار بین المللی و امنیت اقتصادی و انرژی کشور تاثیر منفی بگذارد.

15 فوریه پلیس سوئد دانشمند جوان روس "آندری زامیاتین" را باز داشت کرد که بر اساس قرارداد در انستیتوی کشاورزی دانشگاه شهر اوپسال مشغول کار بود. بر اساس اطلاعات وزارت امور خارجه سوئد، وی به جاسوسی متهم شد. رسانه های گروهی سوئد گزارش دادند که متهم روس دستیار یکی از دانشگاه های کشاورزی سوئد بوده و به تحقیقاتی پیرامون ویروس هایی که نابود کننده نباتات هستند، مشغول بوده است.

بعد از دو ماه بازداشت پرونده این دانشمند جوان بعلت نبودن دلایل کافی مختومه اعلام شد. وزیر دادگستری سوئد در حکم خود اعلام کرد که به عنوان غرامت به این دانشمند روس مبلغی در حدود 80 هزار کرون (در حدود 11,4 هزار دلار) پرداخت شود.

در ماه ژانویه سازمان امنیت روسیه از فعالیت چهار جاسوس بریتانیایی که تحت عنوان دیپلمات در روسیه کار می کردند جلوگیری کرد. همچنین مدرن ترین دستگاه های جاسوسی بریتانیا که به شکل تکه سنگی ساخته شده بود در این عملیات کشف و ضبط شد. سازمان امنیت روسیه یک تبعه روس که تلاش داشت با کمک این دستگاه ارتباط رادیویی با مامورین بریتانیایی برقرار کند را بازداشت نمود. وزارت امور خارجه بریتانیا در آن زمان ضمن ابراز تعجب از اتهام جاسوسی علیه دیپلمات های بریتانیایی ابراز انزجار خود را اعلام نمود.

سال 2005

سخنگوی بخش امنیت اداره کل پلیس ژاپن ماه اکتبر اعلام کرد که کارمند یکی از زیرمجموعه های کمپانی توشیبا به کارمند نمایندگی تجاری روسیه اسناد محرمانه ای در زمینه دستگاه های الکترونیکی دومنظوره که در زمینه نظامی مورد استفاده قرار می گیرند، ارائه داده است. این دستگاه های در تجهیزات زیردریایی ها، سیستم های هدف گیری موشک ها، رادار جنگنده ها و دیگر دستگاه ها کاربرد دارند. به گفته وی، دو نفر از متهمین این جنجال جاسوسی در یکی از نمایشگاه های دستگاه های الکترونیکی آشنا شده اند بعد از آن از سپتامبر سال گذشته تا ماه مه، نه فقره در توکیو دیدار کرده اند و به کارمند ژاپنی 1 میلیون ین (در حدود 10 هزار دلار) بعنوان پاداش داده شده است. کارمند نمایندگی تجاری روسیه نیز در ماه ژوئن سال 2005 به روسیه بازگشته است.



گردآورنده «رحیم مجاور» تبریز، 26 اردیبهشت ماه/2/1390

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه

گفتگوی شیطان وخدا(اثری جادان و ماندگار از استاد محمد جلالی چیمه)رحیم مجاور ویجویه

شیطان و خدا

راوی : م.سحر

...........................





شیطان (به خدا) ـ

آدمی کو که من سجود کنم

پشت بر آنچه هست و بود کنم؟ـ

خدا

گر تو او را در این جهان دو در

یافتی نزد ما بیار خبر

شیطان

تو که دربان هردو درگاهی

زچه از من نشان او خواهی؟

خدا

زانکه ای رانده دزد ِ تبعیدی

از بهشتش تویی که دزدیدی؟ـ

شیطان

من که دزدیدمش ، کجا بردم

خارج از کشور ِ خدا بردم؟

آفریننده ای ،تما شا کن

تحفهء آفریده پیدا کن

خدا

ـ(در حالیکه به شرق و غرب و شمال و جنوب و بالا و پایین نظر جستجو گرانه ای می اندازد)ـ

یا کسی نیست ، یا نمی بینم

به خدا جز ترا نمی بینم

شیطان

تو پدید آور ِ پدیده ستی

گر ندیدی نیافریدستی

گر نمی بینی آنچه ساخته ای

تخته کن دکّه را که باخته ای

دست بردار از خدایی ی خویش

ترک کن تخت کبریایی خویش

خدا

بن این خانه را ز خوب و ز زشت

روز اول که می نهادم خشت

هر چه در طرح هردوعالم بود

خلق آن از برای آدم بود

تا هنرهای اوستا بیند

ذوق درنقش ِ این بنا بیند

سربه تعظیم ما فرود آرد

پیش پای خدا سجود آرد

روز و شب ذکر کارساز کند

آفریننده را نماز کند

به به و چه چه و ثنا گوید

ذکر بی وقفهء خدا گوید

شکر این بندگی به جای آرد

باد درغبغب خدای آرد

اگر آدم نبود ای مطرود

بودم از خلق کائنات چه سود؟

رشتهء ما چه تارو پودی داشت؟

هنر ما کجا نمودی داشت؟

چه کسی آفرین ما می گفت؟

آفریننده را ثنا می گفت؟

شیطان

پس اگر حرف حق زما شنوید

آفریدید تا ثنا شنوید !؟

خدا

گرچه نا برحق آفریده تویی

راست پندار برگزیده تویی

گرچه طغیانگر سیهکاری

سخن راست بر زبان داری

آفریدیم تا ثنا شنویم

به به از آدم دوپا شنویم

حظ بریم از نیاز و تکریمش

حمد و تذکیر و ترس و تسلیمش

خوش بخندیم بر نمایش او

نشئه گردیم از نیایش او

عجز بینیم و خواری او را

خری و خر سواری او را

لابه و التماس و ذلت او

غم و اندوه و جور و محنت او


این قسمت داخل پرانتز می تواند با صدای آدم از زبان خدا گفته شود

(گشنگی ها و تشنگی هایش

شکم ِ طبل و پینهء پایش

ضربه هایی که بر درش کوبند

میخ هایی که بر سرش کوبند

قفل هایی که بر دلش بندند

نقش دِق در مقابلش بندند

ریش او را به خنده آلایند

زخم بر زخم او بیفزایند)




تا به درگاه کبریایی خویش

و ز تماشاگه خدایی خویش

کیف ازین نقش آش و لاش کنیم

هی بخندیم و هی نگاش کنیم

دلقکی روی خاک بنشانیم

داد ازین آفریده بستانیم

دلقکی زخم خورد و شمع آجین

چهره اش زرد و پیکرش خونین

شیطان

غم او دیده ای و خرسندی؟

دلقکش خوانده ای و می خندی؟

دیدن رنج اوست آسانت؟

چیست نام ِ رحیم و رحمانت؟

گاه در بیم وگاه در اُمیّد

گاه در توبه ، گاه در تمجید

اوت خواند کریم بنده نواز

هردم از دل برآورد آواز

که پناهش زخوف و بیم دهی

به دلش مرهم رحیم نهی

لیک مرهم نهفته ای در عرش

زخمِ آدم ، دهان گشوده به فرش

زخمِ آدم به سجده گاه کبود

آتش و آب ازوست خون آلود

مرهم اما نهفته در صندوق

همچو دیدار خالق از مخلوق

آنچه او را دهی به حد وفور

حفرهء آتش است و پنجهء زور

تیغ وحش آخته ست بر جانش

وز گریبان رسد به دامانش

ظلم ، جاری به عرصه های سکوت

رحم در بایگانی ملکوت

خاک می بلعدش به زلزله ای

هیچش از کبریایی ات گله ای

سقف می کوبدش به سر سیلی

نه تو را با تسلی اش میلی

راست خواهی ، ز بود و نابودت

نیست جز در زیان او سودت

خدا

راندم از بارگاه خویشتنت

تا نبینم به سُخره دم زدنت

اینچنین یاوه ، اینچنین روراست

نشتر طعنه ات به سوی خداست؟

تو که مطرودی از حریم حرم

از چه رو می زنی دم از آدم ؟

نزد ما در دفاع ازو کوشی؟

لب نبندی به مُهر خاموشی؟

پیش ربّ آمدی سکوت آور

قول ِ طغیان ببر، قنوت آور

اینک آه و دمی که بر خاک است

بی حضورش حساب ما پاک است

حال گویی کز او اثر نبود؟

هیچکس را ز وی خبر نبود؟

همه هستند لیک آدم نیست؟

ردّ پایش به هردو عالم نیست؟

پس که زین پس مجیز ما گوید؟

لابه ورزد ، خدا خدا گوید؟

چه کسی کبریای ما بیند؟

عدل در طرح این بنا بیند؟

بی توقف سجود ما آرد

خوش خوشان در وجود ما آرد

به حقیقت خدا در ین عالم

نازپرورد کیست جز آدم؟

به جز آدم ز روی عجز و نیاز

کیست کرنش پرست و بیضه نواز؟

که چنین خوش به نردبان آید

دست بر سقف آسمان ساید

هرکجا نرم پنجه پیش آرد

قـِر بیاراید و قمیش آرد

چاپلوسی کند به صد خواری

با خدا خواهی و خودآزاری

حال گویید ازین سراچهء پست

بی خبر رفت و دیده بر ما بست؟

پس ازین پس که با خدا باشد؟

بردهء بارگاه ِ ما باشد؟

پس ازین پس خدا ، خدایی خویش

پادشاهی و کبریایی خویش

قهر و خوف و عتاب و لعنت را

وعدهء ناز و نوش و نعمت را

اگر آدم نبود ، زی که برد؟

غیر از آدم متاع او که خرد؟

به که بفروشد این بزرگی را

لطف میشی و قهر گرگی را؟

شیطان

راستی را خدای راست تویی

دوجهان را اگر خداست تویی

راستی را که راست می گویی

خالی از کمّ و کاست می گویی

آدم ار زین جهان رود بیرون

چیست معنای حکم «کـُن فـَیـَکـون »؟

کبریایت ز عرصهء افلاک

حکم چون گسترد به صفحهء خاک؟

به که فرمان دهد از آن ملکوت

که بخور ضربه ها به مُهر سکوت؟

زجر دونان ببین و دم درکش

جهل را چون جوال بر سرکش

خواری و وهن را در آخور کن

زاشگ حسرت پیاله ها پرکن

هِل که چون برّه ات به سیخ کشند

نقش ِ جانت به خط ِ میخ کشند

پای در بند جان گذارندت

نعل بر استخوان فشارندت

به که گوید که حلقه کن در گوش

پیش ِ دینبارگان ِ زهدفروش؟

به قدمگاه جاهلین پا هل

روح خود را به اهل دین وا هل

تا بریزند با ملاقهء دین

عوض ِ عقل ، در سرت سرگین

به که گوید که خون دل می خور

پیش پای فریب قِل می خور

شب و روز از جبین عرق می ریز

حاصل رنج در طبق می ریز

هدیه می بر به شوق ِ نادانی

پیش زالووَشان روحانی

تاقبای خدا بپوشندت

مثل گاو حسن بدوشندت

خانه ات را زنند چوب حراج

عُشر گیرند و خمس و جزیه و باج

توبره ی خود کنند مالامال

به خراج و غنیمت و انَفال

وطنت را به زیر سقف کشند

دور هستی ت خطّ ِ وقف کشند

ببرند آنچه ت از نیاکان بود

حاصل خون و اشگ ِ پاکان بود

در کنار زکات و سهم إمام

دخت و پورت شود کنیز و غلام

هردم از جاهلان تپانچه خوری

میوهء جهل خود به خوانچه خوری

نیزه اندر کفت نهد سالوس

تا به شیپور جنگ و نعرهء کوس

جان فشانی به پای مفت خوران

برملا جوی و در نهفت خوران

پای بر فرش ِ مین شوی خر او

سپر ـ تیر و خشت ِ سنگر او

تا بنام خدا ، خدا گردند

قائد و پیر و مقتدا گردند

تا به نام خدارئیس شوند

کاسهء خیل ِ کاسه لیس شوند

چشمبندت زنند و بارکشی

زهر نوشی و انتظار کشی

هی بچرخی چو اسب عصاری

از عروقت عرق شود جاری

خدا

ما ببینیم و رقت انگیزیم

غضب و رحم در هم آمیزیم

شیطان

تا ببینید و ر قت انگیزید

غضب و رحم درهم آمیزید

خدا

( درحالیکه همچنان آدم مفقودالاثر مخاطب اوست )

ما ببینیم و مرحبا گوییم

«نعمی» در میان «لا» گوییم

شیطان

تا ببینید و مرحبا گویید

نعمی در میان لا گویید

خدا

آدم خاکسار بینیمت

لطف پروردگار بینیمت

دیده بر شرمساری ات بندیم

بنده باشی به گاری ات بندیم

جان دهی مفت و نان خوری قرضی

راستی را خلیفة الارضی

شیطان

با چنین قد و قامت فرضی

راستی را خلیفة الارضی !

با چنین دست حق به همراهی

راستی را خلیفة ُاللهی !

جانشین خدای برخاکی

وینچنین ، نورچشم لولاکی

آفریننده ، تخت بر افلاک

جانشین ، مرغ پرشکستهء خاک

بستهء وهن و خستهء خواری

اشگ و خونش چو آبرو جاری

آفریننده ، سجده گاهش خوش

حکم بخششگر گناهش خوش

جانشینش به خاک ، طعمهء گرگ

در دل کوچکش خدای بزرگ

دل او می درند و او تنهاست

غرق تنهایی است و غرق خداست

خدا

حال گویید کز قلمرو ما

پای بیرون نهاده پادو ِ ما؟

دست از کارگاه ما شسته ست؟

رفته و خاکِ دیگری جُسته ست؟

راستی را اگر شود مفقود

غرض از خلق کائنات چه بود؟

پس ازین پس که نیست آدم ِ خاک

سوی ما دست کیست بر افلاک؟

راستی را به غیرازین مفلوک

کِیف ما را که کرد خواهد کوک؟

به جز ابن خاکزاد ِ رنج نژاد

که به کون و فساد معنا داد؟

که مرا کردگار دانا کرد؟

در رحمت به روی خود وا کرد

تخت ما بر فراز فرش نهاد؟

نام ما پادشاه عرش نهاد؟

زچه گویید رفت و ناپیداست؟

او مگر خارج از قلمرو ماست؟

جز دوعالم نیافریدستم

هر دو عالم به نام او بستم

او اگر هست هردو عالم هست

او اگر نیست رفته ایم از دست

او اگر هست عرش ما برپاست

او اگر نیست ، عرش و فرش که راست؟

او اگر هست نقش ما زیباست

او اگر نیست ،جمله باد ِ هواست

هیچ در هیچ ِ پیچ در پیچ ست

دو جهان بی وجود او هیچ ست

آدمی گُم شود ، خدا هم نیست

گوش اگر نیست شد ، صدا هم نیست

آدم از این جهان اگر کوچد

شب فرازآید و سحرکوچد

شب تاریک ِ پوچ ِ بی معنا

در رسد خالی از حضور خدا

نه خدا ماند و نه آثارش

لوح محفوظ و نقش دیوارش

هستی اندر سکوت محض خزد

نَفَس ِ روح بر جهان نوزد

محض تاریکی و سرای سکون

هیچ همگون و پوچ ِ ناهمگون

معنی از هست و نیست بگریزد

نیست با نیست درهم آمیزد

نیست در نیست چیست غیر از نیست؟

به عدم کردگار هستی کیست ؟

کردگاری که در عدم پوید

نیستی کارَد و عدم روید

هستِبی نام ، چشم ِ بینا نیست

کانچه را نام نیست ، معنا نیست

زانکه آدم به هست نام نهاد

نیستی رو در انهدام نهاد

هست شد هستی آن زمان کآدم

زد به عالم ز نام ِ هستی دَم

آمد و نام داد هستی را

بد و نیک و بلند و پستی را

گذر لحظه را زمان نامید

جویبار وی آسمان نامید

ظرف اشیاء را فضا نامید

هست سازنده را خدا نامید

زشت و زیبا و نور و ظلمت را

مهر و کین را و عجز و قوت را

مشرق و مغرب و شمال و جنوب

ماه و خورشید در طلوع و غروب

سقف مینایی و چراغانیش

شب تاریک و صبح نورانیش

آب را خاک را و آتش را

ابر آرام و موج سرکش را

دشت سرسبزواحه در برهوت

جنبش ساکن و صدای سکوت

بال پروانه و ترنّم برگ

بر گل و سبزه تند بارِ تگرگ

رخشش آذرخش و کوبش رعد

لحظهء ناخجسته ، ساعت سعد

سبز و سرخ و سفید و زرد و سیاه

تابش آفتاب و گردش ماه

نَفَس باد و نعرهء طوفان

کوبش رعد و ریزش باران

خشم ِآتشفشان و قعر مغاک

لرز کوه و دهان گشودن ِخاک

پنجهء وحش و پیکر خونبار

وقنا ربنا عذاب النار

وحشت اینگونه اش به روز و به شب

ساخت ربّ و پناه برد به رب

وهم و ترسش پناهگاه آورد

به خدای جهان پناه آورد

به خدایی که نام داد او را

تاج شاهی به سر نهاد او را

کاخ وی را به آسمانها برد

بی نشانی به بی نشان ها برد

ما ز نامیدنش خدا شده ایم

وینچنین با وی آشنا شده ایم

وینچنین ما شدیم رب الناس

ملک الناس فی صدور الناس

ترس ، پروردگار مذهب شد

خشیة الدهر خشیة الرب شد

نام ما برد و رب شدیم اورا

ترس دائم طلب شدیم او را

تا بساید ز روی عجز و نیاز

رو به درگاه ربّ ِ بنده نواز

گر زما بر زبان نیارد نام

رونق بخت ماست بی فرجام

برق بی نامی آتش انگیزد

کاخ ما زآسمان فرو ریزد

سازد از ما درون پیلهء خویش

بت گمنام بی قبیلهء خویش

بت گمنام خیل خاموشان

خفته در حلقهء فراموشان

وینچنین زآسمان هبوط کنیم

به مغاک زمین سقوط کنیم

حال باید چه کرد با این درد؟

تو که جز شیطنت ندانی کرد!!ـ

شیطان

ای خدایی که راندهء تو منم

خر ازین پل رهاندهء تو منم

دور ازین کارگاه کج بنیاد

هستم از هفت دولتت آزاد

نه بر آن نعمت تو مهمانم

نه ترا منتی ست بر جانم

می خورم نان هوش و آزادی

خوشتر از نعمت خدادادی

خوش به بازار جهل می خندم

بار بر دوش خود نمی بندم

روز اول در آن بهشت ِ خیال

آدم از جهل بود مالامال

نه به عشق ِ خداش دسترسی

نه به حواش میلی و هوسی

من در آن حال و روز نامطبوع

دادم و خورد میوهء ممنوع

جهلش از سر پرید و نادانی

شد جهانش به عشق نورانی

دین و دل در وجود حوا بست

چشم در چشم یار شیدا بست

دست بنهاد روی دستانش

آتش آمیخت با دل و جانش

لب ِ لرزان نهاد بر لب یار

مرده شد زنده ، خفته شد بیدار

هردو برهم چو مار پیچیدند

پود واری به تار پیچیدند

نه نشانی ز زهد بود و نه دین

این بر آن حلقه بود و آن بر این

نه نشانی ز خوف بود و گناه

غضب ِ یَهوه ، کیفر الله

نه به روح القُذُس گمانی بود

نه ز ملاعمر نشانی بود

نه خمینی صدا و سیما داشت

قفل در زیر ناف ِ حوا داشت

منکراتش نداشت بر آدم

نظر ِ حِقد و کین به زیر شکم

پاسدارش نداشت دست به تیغ

تا کند پرتو از چراغ دریغ

نه بنام نجابت و اخلاق

عشق می خورد برقفا شلاق

نه ز فتوای شرع و حکم فقیه

عشق می شد به تیغ ِ دین تنبیه

روی زیبا رها ز چادر بود

دامن عشق از صفا پر بود

دل عشاق را نه ترس و نه بیم

بود از حُکم ِ شحنه و دژخیم

سنگ ها زیب ِ جویباران بود

نغمه پرداز آبشاران بود

عرصهء شوم ِ سنگساران را

شرع در کف نمی فشرد آن را

دشت آرام و باغ بود آرام

پرتوافشان چراغ بود آرام

مهر، زرین و شوق زیبا بود

دل آدم به نزد حوا بود

لب به لب بود آدم و حوا

پنجه در پنجه بود و پا در پا

چشم درچشم بود و ناف به ناف

سین به سین می سُرید و کاف به کاف

جات خالی که صحنه دیدن داشت

نغمهء عاشقان شنیدن داشت

شعله انگیخت ، عشق در آدم

عاشقی رخنه کرد در عالم

شیوه ء طاغیان عالم شد

خود ازین شیوه ، آدم ، آدم شد

دود ِ دل رفت و نور مهر آمد

دل حوا تنور مهر آمد

لیک ازین شیوه سخت رنجیدی

روی برتافتی و غریدی

عاشقان را ز خویش تاراندی

وینچنین از بهشتشان راندی

دست آدم به دست حوا بود

خاک تبعیدگاه آنها بود

اگر از من کنی نظر خواهی

جرمشان عشق بود و آگاهی

سینکروترون

تهیه وتنظیم توسط رحیم مجاور ویجویه
سینکروترون(به انگلیسی: synchrotron) نوعی از شتاب دهنده است که اولین بار توسط لوییس آلوارز ابداع شد. مزیت این نوع از شتابدهنده‌ها نداشتن محدودیت در انرژی است که باعث می‌شود ذرات بنیادی را بتوان به انرژی‌های چندین گیگا الکترون ولت و بیشتر رساند. سینکروترونها اصولا از جمله شتابدهنده‌های دایره‌ای هستند که از سه دهه پیش تا کنون کاربرد صنعتی داشته اند. کاربرد نور سینکروترون در نانوتکنولوژی, بیوتکنولوژی, بیوفیزیک، محیط زیست، صنایع پتروشیمی و مواد، پزشکی و عکسبرداری, ژنتیک و شناخت و تولید داروهای جدید و نیز در علوم باستانشناسی و در مواردی در صنایع نظامی و صنایع فضایی کاربرد دارد. نور سینکروترون هنگام حرکت دایره‌ای ذرات باردار تولید می‌شود و از طریق خروجیهایی بنام خط باریکه نور به اتاقهای آزمایش و تجهیزات آزمایشگاهی هدایت می‌شود. اغلب سینکروترونهای نسل سوم در کشورهای اروپایی، ایالات متحده و نیز چین و ژاپن قرار دارد و در خاورمیانه و آفریقا و کشور ایران، سینکروترونی برای تحقیقات دانشمندان وجود ندارد.